قهرمان ميرزا عين السلطنه

6818

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آنجا برسد بد اندر بدتر خواهد شد . جمهورى بىسردار سپه جرايد ما همه را به عكس مىنويسند براى آن‌كه مطابع و جرايد و عقايد آزاد نيست . صبا و چند نفر از جريده‌نگاران به بعضى از وكلا [ شهرت ] داده‌اند كه عقيدهء ما در روى كاغذ جريده اين است كه مىنگاريم ، اما در خارج عقيدهء ما به كلى خلاف آن است . جمهورى مىخواهيم نه جمهورى كه سردار سپه رئيس آن باشد . تلگرافهاى غيرواقع مشروطه من قطعنامه‌ها و بعضى فوق العاده‌ها را ملصق كتاب كردم . اگر اين است كه آنها مىنويسند پس آنچه واقع مىشود مال كجاست ، مثل ايام مشروطه كه روزى پنجاه تلگراف عتبات عاليات منتشر مىشد كه شايد يكى از آنها واقعيت نداشت . افخم الدوله مىگفت ارمنى در خيابان بلند بلند حرف مىزد كه ما تا شنيده و خوانده‌ايم هميشه ملت مشروطه و جمهورى مىخواست دولتها نمىدادند . حالا در ايران مىبينيم دولت مىخواهد و ملت نمىدهد . تلگراف از عراق براى كفاره و تفريح . تلگرافى امروز از عراق براى حضرت و الا رسيد . كوپيه كامران ميرزا ، كوپيه عز الدوله ، مجد الدوله ، عين الدوله ، فرمانفرما . طايفهء رومانف را ديديد ، خانوادهء عثمانى را ديديد ، به شاه و وليعهد بگوئيد دست از ما و فجايع خود بردارند و الّا ما خون امير اتابيك و قائم مقام را مطالبه [ مىكنيم ] و شماها را به كيفر مىرسانيم ، زيرا عراق در اين باب حق ولايت دارد . پانزده نفر امضاء كرده بودند . افخم الدوله دو تاى آنها را كه شناخت گفت بابى هستند . من در خانهء عميد الدوله كه اين ( چون صبح رسيده بود ) حكايت را كردم دائى جان از روى صندلى برخاست و گفت شاهزاده هم مىخواست دو هزار تومان حوالهء بانك بدهد و تلگراف كند . اين خون‌بهاى شرعى آنها . دست از يخه ما بكشيد و به امام رضاى غريب بسپاريد ( امير و قائم مقام فراهانى هستند . فراهان جزو عراق است . )